ویناپرس – جماران، نه فقط يك نام و محلهاي در شميران، بلكه ميراث عظيم و گرهخورده براي همه ايرانيان است. همه اين اعتبار و شهرت از مردي سرچشمه ميگيرد كه دوران پر فراز و نشيب زندگي خود را در آنجا گذراند و تا پايان عمر به هدايت و رهبري عالمانه جهان اسلام پرداخت. اكنون بعد از گذشت ۳۲سال از عروج ملكوتي او هنوز نامش نه تنها در قلب ما، بلكه در كوچه پس كوچهها، مسجد و حسينه جماران زنده است و هرسال با شور و عظمت خاصي احساس ميشود. فرارسيدن سالروز رحلت جانسوز حضرت امام خميني(ره) بهانهاي شد تا يك بار ديگر خاطرات شفاهي سالهاي حيات ايشان را مرور كنيم.
از دربند تا جماران
در جغرافياي شميران، جماران محلهاي در فاصله ۲ كيلومتري ميدان تجريش و امامزادهصالح(ع) است كه از جنوب به دزاشيب، از شمال به امامزاده قاسم(ع) و دربند، از شرق به حصار بوعلي و از غرب به ميدان قدس منتهي ميشود.
اندكي بعد از پيروزي انقلاب امام(ره) به قم عزيمت كردند و در آنجا ساكن شدند، ليكن از اين اقامت چند ماه نگذشته بود كه عارضه قلبي مشاهده شد؛ كمبود امكانات پزشكي و درماني اين شهر از يك سو و توصيه پزشكان معالج از سوي ديگر باعث شد تا امام(ره) براي درمان و مراقبتهاي اورژانسي به تهران منتقل شوند.
با نامساعد شدن شرايط جسمي، گروه پزشكان معالج وي توصيه كردند، ايشان در تهران ساكن شوند تا در صورت بازگشت بيماري به سرعت مراقبتهاي درماني انجام شود.
«دكتر مسعود پورمقدس» از پزشكان امام(ره) در بخشی از خاطرات خود ميگويد: «بهترين جايي كه براي سكونت امام(ره) به ذهن ميرسيد شميران بود زيرا هواي پاك و سالمتري نسبت به تهران داشت و اين مساله براي سلامت ايشان ضروري بود. نكته ديگر تامين مسايل حفاظتي و امنيتي بود كه محلههاي شميران از اين نظر هم بسيار مطمئن بودند؛ البته هركجا آقا اقامت ميكردند تشكيلاتي براي حفاظت از ايشان و خانوادهشان به وجود ميآمد.»
در ابتدا، خانهاي سه طبقه در محله دربند، حوالي امامزاده قاسم(ع) براي اين منظور پيش بيني شد. امام(ره) چند ماهي در اين خانه ماندند ولي به خاطر پارهاي مشكلات از آنجا نقل مكان كردند. «ايشان هميشه به ساده زيستي و پرهيز از تجملات تاكيد داشتند و بر همين اساس يكي از خانههاي محله جماران كه به آقاي جماراني تعلق داشت انتخاب شد. در مجاورت اين خانه حسينه كوچكي بود كه به نظر رسيد براي ديدارهاي عمومي محل مناسبي باشد. بعدها باغ مجاور خانه و يكي ديگر از منازل اطراف خريداري و به بيت امام(ره) ملحق و دفتر امام نيز در آنجا مستقر شد. هنوز هم ساختمان بيت و حسينه ساده و محقر است و مانند همان سالها سبك قديمي خود را دارد.»
او در ادامه گفت:«در سال ۶۲ مدتي در قم بودم؛ به من گفتند به جماران بيايم. قبول كردم و به آنجا رفتم. آن زمان جماران بسيار تشكيلاتي شده بود زيرا رفت و آمدها و ديدارهاي مردمي به آنجا زياد بود و بايد براي حفظ سلامتي و امنيت آقا تدابير ويژهاي اتخاذ ميشد. به همين دليل بارها پيش آمد كه اعضاي گروه پزشكي نيز لباس فرم سپاه ميپوشيدند و پست ميدادند.»
نظم امام در ملاقاتهاي مردمي
سالهاي حضور امام خميني(ره) در محله جماران، مصادف بود با ديدا اقشار و گروههاي مختلف. اهالي اين محله خاطرات آن سالها را به خوبي به ياد دارند و گاهي آنها را در ذهنشان مرور ميكنند.
«عباس منايي» در اين باره ميگويد: «صفهاي مردمي كه به جماران آمده بودند گاهي وقتها از كوچه حسينه بيرون ميآمد و تا خيابان اصلي كشيده ميشد. امام براي اين ديدارها نظم خاصي داشتند و هر روز ساعت ۸ صبح ملاقاتها را آغاز ميكردند. در بالكن حسينه زنان و در شبستان پايين مردان حضور داشتند و امام در ضلع شمالي روي همان بالكن كوچك و معروفي كه همه آن را ميشناسند سخنراني ميكردند.»
به گفته او، امام(ره) حتي در سخنرانيها مساله نظم را در نظر ميگرفتند و اجازه نميدادند مردم بيش از اندازه خسته شوند. « هنوز هم تداعي كردن خاطرات آن دوران شيرين است؛ بارها مردم ميآمدند و از اهالي ميخواستند واسطه ديدار با امام شوند و كارت ملاقات برايشان فراهم كنند. با گذشت دهها سال از آن دوران هر وقت به حسينه جماران ميروم نداي معروف « خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار » در گوشام شنيده ميشود و قلبم را به لرزه در ميآورد.»
پرهيز از اسراف
بارها شنيده بودم كه امام خميني(ره)، به اطرافيان خود توصيه ميكردند از هدر دادن سرمايهها و اسراف خودداري كنند. گفتههاي «حسين سليماني» عضو تيم پاسداران بيت امام، جزييات اين موضوع را بيشتر براي من روشن كرد. او ميگويد: «امام درباره اسراف حساسيت زيادي داشتند و من خودم بارها ديده بودم كه ايشان حتي باقي مانده آب ليوان خود را دور نميريختند و با گذاشتن كاغذي بر روي آن، تا پايان استفاده ميكردند.»
سليماني، به خاطرهاي از منزل امام اشاره كرد و گفت: «روزي با ياسر فرزند حاج احمد آقا از داخل بيت عبور ميكرديم و ديدم هنگام گذشتن از يك طرف منزل، لامپي را روشن و با عبور از آنجا لامپ قبلي را خاموش و چراغ ديگري كه در مسير قرار داشت را روشن كرد. وقتي از او دليل اين كار را سوال كردم پاسخ جالبي داد و گفت: اگر اين لامپها روشن باشد و آقا متوجه شوند كه بيجهت روشن مانده ناراحت ميشوند و اعتراض ميكنند. اين موضوع نشان ميداد كه رفتار و سبك زندگي امام(ره) به گونهاي بود كه روي بچهها نيز تاثير خوبي داشت.»
يك بار ديگر هم امام در خريد جلد عينك خودداري از هزينههاي زائد را مطرح كردند. سليماني، در تشريح اين خاطره ميگويد: «آقا جلد عينكي داشتند كه يك طرف آن پاره شده بود، آن جلد را به من دادند و گفتند ببريد و كنارش را بدوزيد. براي اين كار به خياطي كه حوالي ميدان تجريش مغازهاش بود مراجعه كردم و از او خواستم اين كار را انجام دهد. مرد خياط گفت اگر اين كار را بكند ديگر عينك داخل آن نميرود. به همين علت رفتم و جلد عينك ارزان قيمتي خريدم و خدمت امام دادم.»
عبادت در بيمارستان
در سالهاي آخر عمر امام خميني(ره) بازديدهاي مردمي به حداقل رسيد و اواخر دوران حيات ايشان به طور كامل قطع شد. به دليل وخامت اوضاع جسمي، بيمارستان كوچكي در جماران تاسيس شد. اين بيمارستان هنوز هم وجود دارد و به مردم خدمات درماني ارائه ميدهد.
یکی از اعضای گروه پزشکی نقل میکند: «روزي كه حضرت امام در بيمارستان بستري بودند سجاده را پايين تخت پهن كرده بوديم؛ ايشان ايستادند و مشغول نماز خواندن شدند. در همان حال از چشمان امام(ره) اشك سرازير شد؛ پيدا بود كه فقط جسمشان آنجا بود و روحشان جاي ديگر.»
اين عضو گروه پزشكي، توضیح داد:«يك بار ديگر حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد بود كه به اتاق CCU رفتيم تا امام براي نماز شب وضو بگيرند. يادم هست كه دستهاي ايشان را آنقدر سوزن زده بوديم كه جاي آنها سياه و كبود بود، ولي ديدم كه آقا خيلي راحت وضو گرفتند. معلوم بود حال سنگيني داشتند ولي با همان شرايط مشغول خواندن نماز شب شدند.»
روز وداع
خرداد سال ۶۸ نه تنها براي جماران كه براي ايران بسيار سخت گذشت. گزارش پزشكان معالج امام حكايت از وخامت حال ايشان داشت اما تلاشها متوقف نميشد و گروه درماني با وسواس و البته نگراني زياد كارهای مراقبتی و درمانی را پيگيري ميكرد. برنامههاي عادي راديو و تلويزيون تقريبا قطع بودند و از مردم خواسته شده بود براي بهبودي حال امام، دست به دعا و نيايش بردارند.
مسجد همت، آستان امامزاده صالح(ع)، مسجد فاطميه، امامزاده قاسم(ع)، مسجد جامع جماران و نقاط ديگري از شميران كانون حضور مردمي بود كه براي سلامتي و شفاي امام نماز ميخواندند و دعا ميكردند.
عدهاي نيز راهي جماران شده و در كوچه پس كوچههاي منتهي به حسينه و بيمارستان دست به دعا برداشته بودند. ساعت ۲۲:۲۴ دقيقه ناگهان صداي فرياد و ناله از بيمارستان برخاست و اين جماران بود كه براي اول بار در فراق امام(ره) نشست.
خبر تا ساعت ۷ صبح منتشر نشد، با اين حال جماران تا صبح بيدار ماند و گريست. وقتي راديو خبر جانگذار رحلت امام خميني(ره) را اعلام كرد، جماران و آن حسينيه دوست داشتني مملو از سوگواراني شد كه بر سر و سينه ميزدند.
هر سال با نزديك شدن به روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد مردم از اقصي نقاط كشور به شميران ميآيند و خاطرات آن روزها را در جماران مرور ميكنند.
نویسنده:
عماد پارسا – پژوهشگر و روزنامه نگار
انتهای پیام



Monday, 2 February , 2026