ویناپرس – موسیقی دنیای پر رمز و رازی دارد که اگر مشتاقانه واردش شوید دل کندن از آن محال است. تاریخ ایران همواره با موسیقی پیونده خورده است و از گذشته های بسیار دور تا امروز هموطنان زیادی در این عرضه گام نهاده و گاهی آوازه آنها در سراسر جهان طنین انداز شده است. نسل جوان ایرانی سهم ویژه ای در حوزه موسیقی دارد و امروزه به لطف وجود بسترهای مختلف هر روز بر تعداد آنها و آثار فاخری که تولید و عرضه می کنند افزوده می شود. «علی حسین زاده» خواننده و آهنگساز یکی از این جوانان است که توانسته به پشتوانه آموزه های اساتید و پشتکار خود حضور فعالی را در این عرضه تجربه کنند. او در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری ویناپرس از سالهای فعالیت خود گفت و به راه و رسم موفقیت در عرصه موسیقی و مشکلاتی که پیش روی این قشر از هنرمندان قرار دارد اشاره کرد.
* قبل از آنکه وارد بحث شویم مختصری درباره خودتان و اینکه چگونه به هنر موسیقی علاقمند شدید توضیح دهید.
من علی حسینزاده متولد ۲۸ تیرماه ۱۳۶۳ هستم. خواننده، آهنگساز، ترانهسرا، تنظیم کننده و تهیه کننده موسیقی که از سال ۱۳۸۲ تا به اکنون در سبکهای مختلف موسیقی از جمله پاپ و راک فعالیت دارم.
ورود من به دنیای موسیقی، به واسطه خانواده و به خصوص پدربزرگم بود که بسیاری از ترانهها و ملودیهای آذری زبان باکو را سروده و ساختهاند و همانطور که در کتاب ادبیات اوجاقی ذکر شده، نام وی از شاعران خوب آذربایجان آمده است. وی از همان کودکی باعث ایجاد شور و انگیزه برای فراگیری و پیشرفت موسیقی در من شد. بعدها این علاقمندی را زیر نظر اساتیدی چون امیرتیمور پورتراب و تقی ضرابی ادامه دادم.
* شما در همین ابتدا به موضوع مهم آموزش اشاره کردید. گفتید که خواست شما به موسیقی از پدربزرگتان ریشه گرفت و با شاگردی اساتید مختلف تقویت و تکمیل شد. به طور مشخص پرسش من این است که چقدر آموزش در پرورش و قوام هنر موسیقی اهمیت دارد؟
به طور حتم آموزش موضوع بسیار مهم است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. البته در کشور ما وضعیت آموزش به دلیل عدم حضور اساتید مطرح مانند استاد علیزاده و کلهر و … در پروسه یادگیری هنرجویان و وجود قوانین دست و پاگیر که باعث میشود اساتید مربوطه به هر دلیل نتوانند در آن مرکز آموزشی مانند هنرستانهای موسیقی و دانشگاه و … فعالیت داشته باشند، باعث شده هنرجویان نتوانند مسیر درست خود را در موسیقی یافته و طی کنند. به همین دلیل درگیر مشکلاتی فراوانی می شوند که از آن جمله می توان به تقلید از اساتیدی که سابقه و مهارت کافی در نوازندگی و تدریس موسیقی ندارند یا کسب مهارت با اندیشه و تفکر درست صورت نمی گیرد. این موارد باعث می شود خلاقیت و استعدادهای ذاتی هنرجویان به مرور زمان و به دلیل عدم دانش کافی برخی اساتید در مسیر درست قرار نگیرد و در نهایت هنرجویان بدون توانایی در خلق و تکامل اثر موسیقایی خود رها می شوند و مجبورند با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم کنند.
خوب است اشاره کنم به سخن فیلسوف بزرگ فارابی که در کتاب موسیقی کبیر، موسیقی را چه از لحاظ اجرا و چه از لحاظ ساختن آهنگ به سه قسم تقسیم می کند.
قسم اول: موسیقی نشاط انگیز است که بیشتر متداول است و برای انسان دلنشین و آرامش افزاست بدون آنکه توجه هنری را تحریک و جلب کند و برای رفع خستگی بهکار می رود.
قسم دوم: برای انسان دلنشین است و علاوه بر آن با ایجاد احساس مختلف قوه تخیل و تصویر ما را برمیانگیزد و تصاویری از اشیاء در ذهن ایجاد میکند. این قسم موسیقی افکاری به ما تلقین می کند و آنها را چنان بیان می کند که در ذهن ما نقش میبندد و شکل میگیرد. می توان این نوع موسیقی را احساس انگیز نامید.
قسم سوم: نوعی از موسیقی است که نمایش واکنشی از حالات روحی انسان است و میتوان آن را خیال انگیز نامید.
بیشتر موسیقی های امروزه از قسم یک و دو هستند که هیچ تفکر و اثر روحی در فرد ایجاد نمیکنند و صرفا حسی را که باید اعم از غم، شادی، هیجان و … را در مخاطب به وجود میآورند که مانع خلاقیت شنیداری و تصویرپردازی مخاطب میشود.
از آثاری که به تخیل و پرورش فکر کمک میکند و از قسم سوم هست میتوانیم به آهنگسازان بزرگی چون باخ، ویوالدی، هندل، شوپن، شومان و … اشاره کرد.
ولیکن در این دوره به دلیل کمتر شدن محبوبیت موسیقی کلاسیک و روی کار آمدن انواع دیگری از موسیقی که شاید از نظر ترویج بسیار وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد و تبلیغات و رد و تایید آهنگها از جانب آن است، بتوان اشاره کرد که بسیار بر نوع موسیقی که مخاطب گوش میدهد تاثیر میگذارد و شاید به همین دلیل است که سبکهای دیگر موسیقی همچون کلاسیک، راک، رپ، جز و … در این دوره مهجور واقع شدهاند و مردم با موسیقی خوب به سختی آشنا هستند و از این نظر میتوانیم بگوییم که جایگاه موسیقی ایران به دلیل هرج و مرجهای موجود، به جز در موارد محدود وضعیت خوبی قرار ندارد.
* آیا صرف داشتن اساتید خوب و پرسابقه هر فردی می تواند به چهره تاثیرگذار در عرصه موسیقی تبدیل شود؟
قطعا وجود اساتید خوب و داشتن هدف در پیشرفت انسان چه در موسیقی چه مسائل دیگر، مسئله واضح و مهمی است و پیشنهادی که من به علاقهمندان در زمینه فعالیت در بازار موسیقی دارم این است که با آگاهی کامل از شرایط و اوضاع هنر و موسیقی در ایران، وارد کار شوند و صرفا درگیر تصویرپردازیها یا تخیلات خود نباشند.
* به نظر شما عمده دلیل رواج روزافزون موسیقی های زیر زمینی مسئله ممیزی و درگیری با تخیلات ذهنی است؟
علت رواج کارهای زیرزمینی بیاهمیتی ما به سبکهای جدید و نوظهور است که باعث میشود این کارها به صورت زیرزمینی ادامه پیدا کنند و توانایی رشد و پرورش درستی نداشته باشند. ما در قبل از انقلاب نیز ناظر موسیقی داشتیم و نظارت بر روی موسیقیها صورت میگرفت اما متاسفانه در حال حاضر نظارتها سفت و سخت تر و بسته تر انجام میگیرد و از نظر من تا وقتی که این دسته از موسیقیها، مغایرتی با قوانین کشور و ارشاد نداشته باشد، مشکلی هم برای ترویج آنها در ایران وجود ندارد و این سبکها همانند سبکهای دیگر میتوانند به رشد و شکوفایی برسند و در بازار موسیقی ایران قد علم کنند. چه بسا در دنیای کنونی که شاهد عصر جدیدی در تکنولوژی و ارتقا سطح آگاهی مردم از طریق شبکههای اجتماعی هستیم، نیازمند سبکهای متفاوتی از موسیقی باشیم که با رعایت قوانین ملی بتوانند به مسیر خود ادامه دهند. ولیکن هنگامی که مجوزهای مربوطه صادر نمیشود، این دست موسیقیها به صورت زیرزمینی فعالیت خود را گسترش میدهند و بسیاری از هنرمندان خوب را راهی کشورهای دیگر میکنند.
* ولی ظرفیت پذیرش قوانین عام و خاص در افراد مختلف کاملاً متفاوت است و احتمالاً همه کسانی که در موسیقی دستی بر آتش دارند مایل به پذیرش آن نباشند؟
بله قبول دارم. شاید من بتوانم پذیرای این قوانین باشم ولیکن یک هنرمند دیگر که توانایی پذیرفتن این نوع قوانین را ندارد، راهی کشورهای بیگانه میشود و با طرفدارانی که دارد به سمت بیقانونی بیشتری میروند و این مسئله مانند خانوادهای است که پدر خانواده به فرزندش بی احترامی کند و آن را نادیده بگیرد و طبیعتا هنگامی که آن فرزند بزرگ میشود، دیگر تمایلی به دیدن پدر ندارد و حتی اگر قانون و فرهنگ وی را مجبور به دیدار با پدر یا احترام گذاشتن به وی کند، او همیشه سعی در نادیده گرفتن خانواده خود خواهد داشت. ما نباید بگذاریم که خانواده موسیقی ایران از هم بپاشد و این قضیه مستلزم بازنگری در برخی قوانین است. تبعات اینگونه اتفاقات را می توانیم در جامعه مشاهده کنیم ؛ اینکه ذائقه موسیقایی جوانان به چه سمتی کشیده شده است که افراد به جای پرورش گوش و آشنایی با فرهنگ درست موسیقی، به سمت شنیدن آهنگهایی که از نظر محتوایی پوچ و سخیف هستند و از هر نظر با فرهنگ ما مغایرت کامل دارند گرایش پیدا می کنند.
* در تمام این سالها با چه افرادی همکاری داشته اید؟
سابقه فعالیت من در زمینه موسیقی افزون بر دو دهه است، در نخستین سالهای فعالیتم سابقه همکاری با تنظیم کنندگانی نظیر؛ میلاد ترابی، امید حاجیلی، میثم مروستی، نیما وارسته و پوریا نیکان را داشتهام و همکاری با خوانندگان مطرح عرصه پاپ نظیر؛ مرتضی پاشايی، حميد عسكری، رضا صادقی، خشايار اعتمادی، ياس، سهراب پاكزاد و امير طبری، سعید عرب، پيام صالحی (گروه آريان )و.. را تجربه کردم. همچنین در این مدت به عنوان آهنگساز، ترانه سرا، تنظيم كننده، صدا بردار، ناظر ضبط، ميكس و مسترینگ فعالیت کرده و در کنار آن به مشاوره در خصوص توليد و پخش آثار موسیقی پرداختم.
* به زنده یاد مرتضی پاشایی اشاره کردید. چه خاطره جالبی از این همکاری دارید؟
یکی از خاطرات خوب من است که توانستیم آهنگی موفق «نفس» را تولید کنیم که به عنوان اولين آهنگي كه مرتضي بعد از منتشر کردن آلبوم «يكي هست» و مدتي سكوت به بازار ارائه كرده بود، در عين ناباوری توسط بسیاری از اطرفيان مرتضي پاشايی با استقبال کم سابقه ای روبه رو شد طوری كه در اولين كنسرت برج ميلاد عده زيادي از طرفداران مرتضي شروع به درخواست خواندن آهنگ نفس كردند. البته آهنگ «دیوونه» سعید عرب نیز یکی دیگر از آهنگهایی بود که با استقبال خوبی روبه رو شد.
* مطلع هستم که در حوزه آهنگ سازی کودک هم فعال هستید. قدری درباره آن بگویید.
بله، سالهاست که در این زمینه مشغول کار هستم و در ششمین دوره برگزیدگان کانون کودک و نوجوان خانه تئاتر برای نمایش «عمو پامبل» نامزد و برگزیده بخش آهنگسازی شدم. در حال حاضر، در کنار تمرکز بر روی آهنگسازی و خوانندگی، با افتخار در زمینه موسیقی کودک و موسیقی فیلم کوتاه به صورت جدی فعالیتهایی دارم که به زودی آثار آن منتشر می شود.
* از نگاه شما برای تقویت و بهبود ذائقه موسیقایی جامعه و حضور در بازارهای جهانی چه اقداماتی باید انجام شود؟
در وهله اول به شنیدن موسیقی خوب نیاز داریم تا بتوانیم موسیقی خوب نیز تولید کنیم و در مرحله بعد به آموزش خوب و دقیق نیازمندیم که با تلاش و تمرینهای بسیار علاقمندان موسیقی را به مرحله رشد و شکوفایی میرساند.
ولیکن هنگامی که از لحاظ بازاریابی، محدود باشیم نمیتوانیم به موسیقی جهانی وصل شویم و دلیل این مسئله محدودیتهای به وجود آمده است که ما متاسفانه سکو و رسانهای نداریم تا بتوانند از موسیقی حمایت کنند و آنها را به درستی تبلیغ کنند و باعث دیده شدن هنرمند و شناخته شدن کارهایش شود. متاسفانه ما حتی سایت رسمی و مشخصی برای هنرمندان جهت عرضه اثر نداریم و سایتهایی که در حال حاضر در حال فعالیت هستند به سختی و پس از صحبتهای متعدد حاضر به نشر آثار ما می شوند. حتی به دلیل وجود باند بازیها حتما باید پول و … خرج شود تا اثر یک هنرمند دیده شود و این مسئله قطعا خود به تنهایی باعث دلزدگی و دلسردی هنرمند میشود. موسیقی ما نیازمند یک مرجع برای پشتیبانی و حمایت از هنرمندان است. اگر چنین شود کارهای هنری به آن نقطه عالی که همه انتظارش را داریم می رسد و در غیر این صورت به سمت و سویی گرایش پیدا می کنیم که خوشایند فرهنگ ما نیست.
* در پایان آینده موسیقی ایران را چگونه می بینید؟
قبل از پاسخ این پرسش ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا بتوانم به اندکی از چالش های پیش روی هنر موسیقی اشاره کنم. این روزها با وجود کم و کاستیها و دشواریهای بیشمار شرایط سختی برای جامعه هنری و از جمله هنرمندان موسیقی به وجود آمده است که من تنها به گوشهای از آنها اشاره کردم، ولیکن به قول فردریش نیچه «باید گهگاه به کمک هنر از خود به در آییم و فاصله بگیریم و از بالا بر خود بگرییم یا بخندیم».
امیدوارم موسیقی ایران با تلاش هنرمندان این عرضه و حمایت هنردوستان و مسئولان به نقطه آرمانی خود دست یابد و چنان شادمانی و شادکامی به هنرمندان و موسیقیدانان ایران روی کند که خنده جای غم و ناراحتی را برایشان و برایمان بگیرد تا هنگامی که از بالا به خود مینگریم لبخند بزنیم.
نویسنده: محمد جواد نعمتی
انتهای پیام



Monday, 2 February , 2026